فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )

205

سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )

قنات : مجارى آب در صحرا كه به دست بشر ساخته شده در ايران چيزهاى عجيب و شگفت‌آور ديده مىشود ، ولى شگفت‌انگيزترين و عجيب‌ترين آنها قناتهاى آن است . قنات مخصوص ايران است و چيزى است كه مسافر مغرب زمين هرگز مشاهده نكرده است . در واقع منظره تازه‌اى است كه با آن روبرو مىشود . هرگاه قناتها را اولين بار از هواپيما مشاهده كنيم شبيه جاى پاى حيوانات عظيم‌الجثه ماقبل تاريخ يا مانند تودهء عظيمى از خاك است كه موش كور زيرزمينى هنگام كندن زمين درست مىكند . هنگامى كه هواپيما پايين‌تر مىآيد قناتهاى مزبور مثل عكسهاى بزرگ شدهء سنگهايى است كه آنها را در مايعهايى با غلظتهاى مختلف مىاندازند و بعضى اوقات دانشمندان آنها را نشان مىدهند . اگر در هواپيما باشيم و كسى نباشد كه دربارهء اين قناتها ، كه فرسنگ در فرسنگ بر سطح زمين ديده مىشود ، توضيحاتى بدهد ، مسئلهء غير قابل حل نااميدكننده‌اى براى ما پيش مىآيد . زندگى اغلب مردم ايران با اين قناتها بستگى دارد و بدون آنها كشور ايران وجود نخواهد داشت ، چه رودخانه‌هاى آن از حيث تعداد ناچيز مىباشد و آب بعضى از درياچه‌هاى آن به قدرى شور است كه حتى ماهى نمىتواند در آن زندگى كند . با ايجاد يك قنات مىتوان دهى به وجود آورد و در مقابل ، هرگاه قسمتى از قنات خراب شود دهات اطراف آن متروك و ويران خواهد شد . نكته‌پردازى و مضمون‌سازى براى قناتهاى ايران به هيچ وجه لزومى ندارد ، چه اين عبارت ساده يعنى « آب در صحرا » نغمه‌اى است كه آب هنگامى كه باغها را مشروب مىكند در ستايش خويش مىخواند ؛ و اين تصور براى شخص پيش مىآيد كه تكيه كلام بلبلان در اين قبيل باغها هميشه گل سرخ نيست